محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3913
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« با نيزه از شرك رهانيديم . « اگر مرگ شتاب نياورده بود « از سد ذو القرنين نيز گذشته بوديم » در اين سال سليمان بن عبد الملك ، خالد بن عبد الله قسرى را از مكه برداشت و طلحة بن داود حضرمى را ولايتدار آنجا كرد . در همين سال مسلمة بن عبد الملك به غزاى تابستانى به سرزمين روم رفت و قلعه اى را گشود كه آن را قلعه عوف مىگفتند . در همين سال قرة بن شريك عبسى كه امير مصر بود درگذشت . به گفتهء بعضى از سيرت نويسان اين به ماه صفر بود ، اما بعضىها گفتهاند كه هلاكت قره در ايام زندگانى وليد بود ، به سال نود و پنجم ، در همان ماه كه حجاج هلاك شد . در اين سال ابو بكر بن محمد انصارى سالار حج شد ، از ابو معشر چنين آوردهاند . واقدى و ديگران نيز چنين گفتهاند . در اين سال امير مدينه ابو بكر بن محمد انصارى بود ، كه امير مكه عبد العزيز بن عبد الله بود ، كار جنگ عراق و نماز آن با يزيد بن مهلب بود ، كار خراج آنجا با صالح ابن عبد الرحمان بود . عامل بصره سفيان بن عبد الله كندى بود از جانب يزيد بن مهلب . كار قضاى بصره با عبد الرحمان بن اذينه بود ، كار قضاى كوفه با ابو بكر پسر ابو موسى بود ، كار جنگ خراسان با وكيع بن ابى اسود بود . آنگاه سال نود و هفتم درآمد . سخن از حوادث سال نود و هفتم از جمله حوادث سال اين بود كه سليمان بن عبد الملك سپاه سوى قسطنطنيه فرستاد و پسر خويش داود را به سالارى غزاى تابستانى گماشت كه قلعهء زن را